ساعتهای قدیمی
موتورهای مکانیکی، سرویس و تشخیص جعلی.
مدیر تالار:
هنوز مدیری نیست
· انتخابات مدیر
به عنوان یک کلکسیونر ساعت، هر ساله مدلهای جدیدی که از طراحیهای قدیمی الهام گرفتهاند را بررسی میکنم، و آخرین رتبهبندی مجله GQ فرانسه، انگیزههای جدیدی را در من ایجاد کرده است. ایده اصلی این است: بازگرداندن حال و هوای دهههای 60 و 70 بدون مشکلات مدلهای قدیمی واقعی – مانند شکنندگی، هزینههای نگهداری بالا و قطعاتی که به سختی پیدا میشوند.
از بین این مدلها، "برایتلینگ ناویتیمر B09 "مایلز دیویس""، مورد علاقه من است. این یک کرونوگراف با مکانیزم کوکی است که فقط در 500 نسخه تولید شده و از مدل 806 که توسط این نوازنده استفاده میشد، الهام گرفته است. همچنین، "سایکو پراسپکس آلبینیست" را دوست دارم، این ساعت کوهستانی که در سال 1959 معرفی شد و با لوگوی اصلی و قاب قطبنما، با قیمتی کمتر از 1000 یورو دوباره عرضه شده است.
آنچه در این مدلهای "نئو-وینتیج" جذاب است، این است که داستانی را روایت میکنند: "تاگ هویر کاررا" طلایی، ادای احترامی به رانندگان فراری در دهههای 70، "تیسوت ویزودیت" سال 1954، یا "زنیث کرونوماستر ریوال ال پرایرو A384" که به طور دقیق از مدل اصلی سال 1969 الهام گرفته شده است.
علاوه بر این، یک دلیل منطقی نیز وجود دارد: یک ساعت با انتخاب مناسب، میتواند با گذشت زمان، ارزش خود را افزایش دهد. به طور خلاصه، لیست ساعتهایی که میخواهم بخرم، دوباره طولانیتر شده است، و کیف پول من از این موضوع نگران است.
منبع: GQ France
بیشتر ساعتها گرد هستند: جعبهی گرد، صفحهی گرد و انبوهی از قطعات مکانیکی گرد در زیر آن. اما اخیراً چهرههای معروف شروع کردهاند این قاعده را بشکنند. هری استایلز ساعت Cartier Tank Louis به دست داشت، کانر استوری در یک نمایش مد ساعت Jaeger-LeCoultre Reverso را بیرون آورد و ساعتهای مجلسی مستطیلی دیگر روی فرش قرمز زیر سؤال نمیروند. به گفتهی یک مقالهی GQ، مرحلهی بعدی مثلثها هستند.
این نوع ساعت در بازار کمیاب است، اما نمونههای خوب آن استدلالهای قانعکنندهای دارند. Anoma A1 با جعبهی مثلثی گردشدهاش که از یک میز با فرم آزاد طراحیشدهی شارلوت پریان در دههی ۵۰ الهام گرفته، به عنوان بهترین نمونهی اخیر معرفی میشود. Angles Triscope و Nectere Eclipse هم ذکر شدهاند.
اما آنچه واقعاً توجه مرا جلب کرد، پیشگامان بودند. Hamilton Ventura که ریچارد آربیب طراحی کرده بود، در ۱۹۵۷ به عنوان نخستین ساعت مچی برقی جهان ظاهر شد و نزدیک به ۷۰ سال بعد هنوز آیندهنگرانه به نظر میرسد. در همان دوره، ژیلبر آلبر ساعت مثلثی Patek Philippe مرجع 3412 را طراحی کرد. این ساعت از طلای ۱۸ عیار ساخته شد و تنها چند نمونه از آن تولید شد.
پس چرا دایره برنده شد؟ کارشناسان مقاله میگویند به سادگی چون کارایی دارد: دایره متقارن است، ساختنش آسان است، به طور طبیعی با یک مکانیزم گرد جور میشود و روی مچ راحت است. اما در مثلثها بستن بند، چیدمان صفحه و آببندی درست گوشهها دشوارتر است.
به نظر من این مقاله برای علاقهمندان ساعتهای وینتیج نگاه خوبی به این دارد که فرم چگونه به مکانیک مرتبط است.
منبع: GQ Türkiye
HODINKEE Japan مقالهای منتشر کرده که دربارهی بازدید دوباره از کارگاه ساعتساز مستقل فیلیپ دوفور، سیزده سال پس از بازدید قبلی است. این مقاله ترجمهی متنی است که در ژوئن برای نخستین بار در HODINKEE US منتشر شد. کارگاه در Le Solliat، در درهی ژو در سوئیس قرار دارد. دوفور که بیش از ۵۹ سال ساعتسازی میکند، هنوز هم تمام شور خود را صرف ساختن ساعت میکند. دخترش دانیلا هم در همین کارگاه روی ساعت کار میکند.
روی میز کار، ساعتهایی در حال ساخت قرار دارند و معروفترین مدل او، Simplicity، هنوز تولید میشود. لیست انتظار وجود ندارد و سفارشها زمانی پذیرفته میشوند که وقت و امکان آن باشد. مهمترین چیز برای او این است که Simplicity با یک نگاه به قاب ۳۷ میلیمتری شناخته شود. اکنون شش کالیبر در حال ساخت است که دو عدد از آنها تمام شده است.
جالبترین بخش مقاله برای من این بود که بیشتر آن به ساعتهای جیبی اختصاص دارد. ساعت مدرسهای ساختهشده در سال ۱۹۶۷ در مدرسهی ساعتسازی، کرونوگراف و تکرارکنندهی دقیقهی والتام مدل ۱۸۸۴ و مجموعهای از ساعتهای جیبی که از یک گاوصندوق بیرون آمدهاند، نشان داده میشوند. همچنین گفته میشود که الهامبخش Duality با دو بالانس، ساعتهای مدرسهای بوده که شش دانشآموز بین سالهای ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۴ در مدرسهی ساعتسازی Le Sentier ساختهاند. یکی از نمونههایی که آلبر پیگن ساخته بود، چند سال پیش به قیمت ۲۵۰ هزار فرانک سوئیس فروخته شد.
از Duality تنها ده عدد ساخته شده و نسخهی بهبودیافتهای هم تکمیل شده است، اما با معیارهای امروز آنقدر پیچیده است که نمیتوان آن را به صورت انبوه تولید کرد. توصیف ابزارهای کوچک کارگاه هم جذاب است، مثلا استفاده از چوب جنتیانا برای صیقل دادن لبههای پخ.
ساعت مچی روزمرهی او مدل Royal Oak با مناسبت پنجاهمین سال آودمارس پیگه است و جالب است که بیشتر ساعتهایش هدیهی همسرش هستند. این مقالهای است که میتوان آن را آرام ورق زد و عکسهای محل کار یکی از پیشگامان ساعتسازی مستقل را دید، و آرزو میکنم هر کس به ساعتسازی سنتی علاقه دارد آن را بخواند.
منبع: HODINKEE Japan
مایستر سینگر ۲۵ سالگی ساعتهای یکعقربهاش را جشن میگیرد و امسال یک نخستینبار نیز همراه آن است: اولین ساعت این برند اهل مونستر با ساعت جهنده. حالا نسخهی پنترو جامپ آور گیلوشه با رویکرد هنریتر عرضه میشود که تنها ۲۵ عدد از آن تولید شده است.
در پنترو جامپ آور همچنان تنها یک عقربه میچرخد، یعنی عقربهی دقیقه، و آن هم از مرکز نیست، بلکه روی یک حلقهی جدا و نصبشده حرکت میکند. ساعت در پنجرهای گرد ظاهر میشود و دقیقاً هر ۶۰ دقیقه یک خانه میپرد. عنصری که در هر ثانیه یک دور میچرخد، خورشیدی سبکشده میسازد و کمی حرکت به صفحه میدهد.
ویژگی این نسخه، صفحهی آبی روشن با نقش گیلوشهی ظریف است. این نقش ظریف با دستگاههای گیلوشهی تاریخی ساخته میشود که به تجربه، تمرکز و دست مطمئن گیلوشهکار نیاز دارد. به همین دلیل نور روی وجهها زیبا میشکند. حلقهی دقیقه، عقربهها و چرخ خورشید به رنگ خاکستری تیرهاند و کنتراست واضحی ایجاد میکنند.
جعبهی فولادی ضدزنگ ۴۰٫۵ میلیمتری است و داخل آن کالیبر خودکار MS-JH-01 کار میکند که بر پایهی Sellita SW300 است و یک ماژول ساعت جهنده به آن افزوده شده، با ذخیرهی کار ۴۷ ساعته. از پشت شیشهای میتوان موتور تزئینشده را دید. بند آن از چرم گاو به رنگ کنیاکی با نقش تمساحی است. قیمت ۷٬۹۹۰ یورو است و تحویل از پایان سهماههی سوم برنامهریزی شده است.
از اینکه یک مفهوم آرام و متمرکز بر شفافیت، عمداً با یک تکنیک دستی بسیار سنتی ترکیب شده خوشم میآید. مکانیک مدرن و ماشینهای تاریخی به شکل شگفتانگیزی با هم جور میشوند.
منبع: WatchTime
خبری غیرمنتظره از دنیای ساعت این هفته: کنسرسیومی به رهبری Montres Journe، با همکاری شانل و پیر ژاک مدیرعامل سابق De Bethune، ۹۵ درصد از Ebel را از گروه Movado به قیمت ۶۶٫۵ میلیون دلار آمریکا خریده است. Movado سهام باقیمانده را نگه میدارد و ژاک بهتنهایی برند را اداره خواهد کرد.
برای علاقهمندان به ساعتهای وینتیج، Ebel نامی است که ارزش به یادسپردن دارد. در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ یکی از بزرگترین برندهای سوئیس بود و با مدل Sport Classique شناخته میشد که بهخاطر دستبند یکپارچهاش «موج» نام گرفته بود. این مدل که در ۱۹۷۷ عرضه شد، تعداد کارکنان شرکت را پانزده برابر کرد و درآمد را به رقمهای نهرقمی رساند. کارتیه حتی برای ساخت ساعتهای خود سراغ Ebel رفت و Ebel بزرگترین خریدار حرکتهای El Primero زنیت بود.
افول از سال ۱۹۹۴ آغاز شد، وقتی پیر-آلن بلوم، نوهی بنیانگذاران، پس از تنوعبخشیهای ناموفق شرکت را فروخت. Investcorp آن را خرید، سپس LVMH و بعد Movado، که دو دهه تلاش کرد برند را احیا کند و موفق نشد. اکنون Movado آن را تقریباً به همان قیمتی میفروشد که حدود ۲۳ سال پیش برای آن پرداخته بود.
آنچه در ادامه میآید جالب خواهد بود. ساعتهای قدیمی Ebel از دوران Sport Classique در بازار وینتیج ارزش نگاه کردن دارند و یک مالک جدی میتواند نگاه مردم به آنها را عوض کند.
منبع: SJX Watches
پاسخ اینکه چرا ساعت Vacheron Constantin 222 این نام را دارد، یک محاسبهی ساده است. این ساعت در سال ۱۹۷۷ عرضه شد و Vacheron Constantin تأسیس خود را به سال ۱۷۵۵ میرساند. اختلاف آنها ۲۲۲ سال است؛ بنابراین ساعت به مناسبت ۲۲۲امین سالگرد برند ساخته شد و همین عدد نام آن شد.
برند سال ۱۷۵۵ را سال تولد خود میداند، زمانی که ژانمارک واشرون در ژنو قرارداد شاگردی ساعتسازی را امضا کرد. به همین دلیل اغلب آن را قدیمیترین کارخانهی ساعتسازی جهان که بیوقفه فعال بوده توصیف میکنند. بسیاری گمان میکنند که ۲۲۲ را ژرالد جنتا طراحی کرده، اما این درست نیست. طراح آن یورگ هایسک بود که هنگام عرضهی ساعت ۲۴ سال داشت. او مدتی پیش از آغاز کار مستقل خود در بخش طراحی رولکس کار کرده بود.
نخستین نسخه، با شمارهی 44018، قطر ۳۷ میلیمتر داشت و کلکسیونرها آن را «جامبو» مینامند. بدنهاش یک تکه بود، بنابراین دستگاه از بالا جاسازی میشد و یک قاب شیاردار محکم روی آن پیچ میشد که ۱۲۰ متر ضدآبی ایجاد میکرد. کل بدنه فقط ۷ میلیمتر ارتفاع داشت.
نازکی ساعت از دستگاه آن میآید. Vacheron Constantin از کالیبر ۱۱۲۰ استفاده کرد که توسعهیافتهی دستگاه فوقنازک اتوماتیک ۹۲۰ از Jaeger-LeCoultre است. با نشانگر تاریخ، ضخامت آن ۳٫۰۵ میلیمتر است و به گفتهی برند، نازکترین دستگاه اتوماتیک با روتور کامل جهان بود. دستبند با حلقههای میانی ششگوش بزرگ و صلیب مالت در ساعت پنج، شناسایی آن را آسان میکند.
از سال ۲۰۲۲ این ساعت به عنوان بازتولید «Historiques 222» عرضه میشود، ابتدا در طلای زرد و از سال ۲۰۲۵ در فولاد هم. به نظرم جالب است که نامی که شبیه شمارهی مدل به نظر میرسد، در واقع یک تبریک تولد است. این یادآوری خوبی است که داستان پشت ساعتهای وینتیج اغلب از آنچه فکر میکنیم سرگرمکنندهتر است.
منبع: Klockfeber
سال ۲۰۲۶ برابر است با ۲۲۵ سال از زمانی که حق ثبت اختراع توربیون در ۲۶ ژوئن ۱۸۰۱ به آبراهاملوئی بروگه اعطا شد. برای بزرگداشت این سالگرد، کارخانه مجموعهای متنوع با پنج تفسیر از این سازوکار عرضه کرده است.
اصل کار بروگه این بود که سیستم فرار، چرخ تعادل و فنر مویی را درون یک قفس چرخان قرار دهد. با قرار دادن عضو تنظیمکننده در موقعیتهای عمودی مختلف، این سازوکار انحرافهای ناشی از گرانش را جبران میکرد و سرعت متوسط دقیقتری ارائه میداد. بین سالهای ۱۷۹۶ تا ۱۸۲۹، بروگه و همکارانش تنها ۴۰ توربیون کامل ساختند، عددی که تصوری از پیچیدگی آنها به دست میدهد.
قطعهای که بیشتر توجه مرا جلب میکند Classique Tourbillon 7357 است، که مستقیمترین پیوند با تاریخ اخیر این خانه است. این ساعت از مدل ۳۳۵۰ ساختهشده در ۱۹۹۰ الهام گرفته است؛ مدلی که اولین ساعت مچی دارای توربیون بروگه معاصر به شمار میآید. قطر جعبهاش ۳۵ میلیمتر و ارتفاعش ۹٫۲ میلیمتر است و صفحهاش از طلای گیوشهکاریشده ساخته شده. کالیبر جدید ۱۸۷B دستی کوک میشود، با فرکانس ۲٫۵ هرتز کار میکند، ۶۰ ساعت ذخیره کوک دارد و سیستم فرار سیلیکونی دارد؛ این کالیبر از کالیبر تاریخی ۵۵۸ گرفته شده است. این ساعت در پلاتین ۹۵۰ و طلای بروگه عرضه میشود.
اما Classique Tourbillon Sidéral 7255 اولین ساعت بروگه با توربیون پرنده است که فقط از پایین نگه داشته میشود و ساختار «اسرارآمیز» با چرخدندههای یاقوتی را احیا میکند. صفحهی آن از مینای گرند فو و آونتوورین سیاه، یادآور آسمان شب است.
این نمونهی خوبی است از اینکه یک پیچیدگی مکانیکی از اوایل قرن نوزدهم هنوز هم ساعتسازی امروز را الهام میبخشد؛ از بازتعبیرهای وفادار تا قطعات آزمایشی با توربیون ۱۰ هرتزی.
منبع: Horas y Minutos
باشگاه علاقهمندان ساعت و کارخانه سوئیسی Favre-Leuba نسخهی محدودی از مدل Harpoon Revival را به یاد تینتین، رومک و آتومک عرضه کردهاند. این ایده از میان اعضای باشگاه شکل گرفته و ساعتسازی سوئیسی را با فرهنگ کمیک لهستانی پیوند میدهد؛ ادای احترامی به هنریک خمیلفسکی، معروف به پاپچیو خمیل.
هر دو داستان سال ۱۹۶۶ را در خود دارند. در آن سال Favre-Leuba مدل Harpoon را معرفی کرد و در لهستان نخستین کتاب ماجراهای تیتوس، رومک و آتومک منتشر شد. شش دهه بعد، این دو سالگرد در یک ساعت به هم رسیدهاند. این ساعت شکل مشخص اصل ۱۹۶۶ را حفظ کرده و از این سری تنها ۶۶ عدد ساخته میشود.
جالبترین بخش جزئیات صفحهی ساعت است. عبارت «1of66» طوری طراحی شده که «of» شبیه عدد نه به نظر برسد و در نتیجه ۱۹۶۶ خوانده شود. خود صفحه، رنگ و بافت یک صفحهی کمیک قدیمی را تقلید میکند. در سمت چپ، تیتوس به یک میله آویزان است؛ همان نسخهای که نویسنده در چاپ ۱۹۸۹ اصلاح کرده، و نشانگر ساعت ۱۵ درجه کج است، چون تیتوس آنقدر محکم تاب خورد که آن را کند. روی درپوش پشت ساعت، حکاکی پاپچیو خمیل و امضای او و واژهی «Uczłowieczyciel» (انسانساز) نقش بسته است.
Favre-Leuba در سال ۱۷۳۷ تأسیس شده و دومین کارخانهی قدیمی ساعتسازی سوئیس است. شعار آن، «Conquering Frontiers» (فتح مرزها)، با سفرهای قهرمانان داستان جور است. فروش به صورت پیشخرید انجام میشود: ابتدا سفارشها در انجمن باشگاه جمع میشود و سپس تولید سری آغاز خواهد شد.
من اینگونه پروژهها را دوست دارم، چون نشان میدهند یک طرح وینتیج دههی ۶۰ میتواند با علاقهی کلکسیونرهای معمولی زندگی دوبارهای پیدا کند.
منبع: Klub Miłośników Zegarów i Zegarków
هر کس ساعت مکانیکی داشته باشد میداند که دیر یا زود نوبت سرویس میرسد، و دانستن اینکه آن را به چه کسی بسپاریم، تقریباً به اندازه خود ساعت اهمیت دارد. به همین خاطر خبر افتتاح کارگاه تازهی پیزا ۱۹۴۰ در میلان توجهم را جلب کرد؛ کارگاهی با بیش از ۱۷۰ متر مربع فضا که به سرویس، بازسازی و مرمت اختصاص دارد.
کارگاه شش ایستگاه کاری کامل دارد که هم برای بازرسیهای سریع و هم برای کارهای بسیار دقیق طراحی شده، و تیمی از هشت ساعتساز با آموزش معتبر در بزرگترین خانههای ساعتسازی. اتاقهایی برای تمیزکاری و سندبلاست، فضاهایی برای شستن مکانیزمها، قابها و بندها و ابزارهای پیشرفتهی عیبیابی، از جمله آزمایش مقاومت در برابر آب، در آن هست.
نقطهی آغاز، اصلی است که برای تاریخچهی شرکت ارزش زیادی دارد. کیارا پیزا، مدیرعامل، یادآوری میکند که پدربزرگش اوگو ساعتها را موجوداتی زنده میدانست که تیکتاکشان شبیه ضربان قلب است. پس مراقبت از یک ساعت، چه با سرویس، چه با بازبینی یا تعمیر، یعنی تقویت پیوند میان ساعت و کسی که آن را به دست میبندد.
انتخاب جالب این است که کارگاه مستقل از بوتیکها باشد؛ برخلاف گرایشی که مراکز فنی را در نمایشگاهها ادغام میکند. کارگاه بستهی گذشته جای خود را به شفافیت و گفتوگو با مشتریان، کلکسیونرها و علاقهمندان داده است، و حتی گوشهای کتابخانهای با بیش از ۲۵۰ جلد دارد.
برای کلکسیونرهای ساعتهای قدیمی این خبر خوبی است: کارگاهی که مرمت را آشکارا در مرکز قرار میدهد، نشانهی این است که هنر ساعتسازی هنوز زنده است.
منبع: Orologi
آنجلوس به تازگی Chronographe Tachymètre را معرفی کرده است، سهگانهای از ساعتهای کرونوگراف تکدکمهای و فشرده که ادامهدهنده Chronographe Télémètre سال گذشته است. همان کیس و همان کالیبر با کوک دستی، اما مقیاس تلهمتر با تاکیمتری جایگزین شده که سرعت را اندازه میگیرد. روی کاغذ تغییری کوچک است، اما آنقدر طبیعی با کرونوگراف جور میشود که میتوان فهمید چرا این کار را کردهاند.
این برند به سال ۱۸۹۱ در Le Locle برمیگردد و به ساعتهای ریپیتر، ساعتهای زنگدار و کرونوگراف شهرت داشت. مجموعه امروزی La Fabrique ساعتهای دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ را نقطه شروع قرار میدهد و آنها را با مواد مدرن بازسازی میکند. قطر کیس ۳۷ میلیمتر و ضخامت آن ۹٫۲۵ میلیمتر است؛ دور کیس خمیده است و گوشیها به سمت پایین و کنارها پیچ میخورند، که به آن نمای وینتیج بیبدیلی میدهد. دکمه تکی درون تاج شیاردار در ساعت ۳ قرار دارد و شروع، توقف و صفر کردن را کنترل میکند.
درون آن کالیبر A5000 با کوک دستی قرار دارد که شرکت خواهر، La Joux-Perret، تولید کرده است. ریشههای آن به کالیبر THA اواخر دهه ۱۹۸۰ برمیگردد که بعدها به نام Cartier 045MC شناخته شد و در Tortue Monopoussoir سال ۱۹۹۹ به کار رفت. این کالیبر چرخ ستونی و کلاچ افقی دارد، در ساعت ۲۱٬۶۰۰ نوسان میزند و ۴۲ ساعت ذخیره کوک ارائه میدهد. پرداخت آن شامل راهراههای ژنو، دانهبندی دایرهای و پیچهای صیقلی است.
سه گزینه صفحه وجود دارد: یک صفحه طلایی با جزئیاتی که برند آن را سبز مسابقه بریتانیایی مینامد، و دو نسخه فولادی، یکی صورتی مرجانی با خاکستری فولادی و دیگری خاکستری مروارید با شمارشگرهای آبی نفتی. مقیاس تاکیمتر از ۵۰۰ کیلومتر بر ساعت روی پایه ۱۰۰۰ شروع میشود. نسخه طلا به ۱۵ عدد و نسخههای فولادی به ترتیب به ۳۰ و ۵۰ عدد محدود شدهاند و قیمت آنها به ترتیب ۳۴٬۶۰۰ و ۱۸٬۵۰۰ فرانک سوئیس است.
آنچه اینجا میپسندم این است که برند یک خط قدیمی ساعت را عیناً کپی نمیکند، بلکه بایگانی خود را پایهای خلاقانه میداند. اینکه یک ساعت تکدکمهای با این قیمت به درد شما بخورد سؤال دیگری است، اما به عنوان نمونهای از احیای طراحی وینتیج با یک کالیبر واقعی، جالب است.
منبع: Monochrome Watches
در میان ساعتهای فرمی کارتیه، سانتور همچنان یکی از خویشتندارترین آنهاست. قاب هشتضلعی آن که از مربعی با گوشههای بریده ساخته شده و حلقهی پلهایاش، یادآور سگک کمربند است و نام هم از همینجا آمده است. این مدل که در ابتدا در سال ۱۹۲۷ طراحی شد، در دههی ۱۹۷۰ با مجموعهی لوئی کارتیه که در ۱۹۷۳ معرفی شد و دوازده فرم تاریخی این برند را بازتفسیر میکرد، دوباره در کانون توجه قرار گرفت.
سانتور یکی نیست و همین نکته است که قبل از خرید باید دانست. مرجع 78100 نسخهی کوچک با ابعاد حدود ۲۵ × ۲۵ میلیمتر است، 78099 ابعادی برابر ۲۷ × ۲۷ دارد، 78208 همین اندازه را در طلای دو رنگ دارد، و 17001 که کلکسیونرها آن را «جامبو» مینامند با حرکت خودکار (کالیبر 2670) به حدود ۳۱ × ۳۱ میلیمتر میرسد. نسخههای اولیهی مجموعهی ۱۹۷۳ با کوک دستی و کالیبر 78-1 بودند و نسخههای کوارتز در دههی ۱۹۸۰ ظاهر شدند.
یک جزئیات ساختاری توجهم را جلب کرد: تاج ساعت کابوشون آبی یاقوت معمول را ندارد، بلکه شکلی تخت و هشتضلعی دارد که در شکاف حلقه جاسازی شده است؛ وسیلهای که آن زمان «remontoir imperdable» (کوک گمنشدنی) نامیده میشد. نتیجه بسیار خالص است، هرچند کوک دستی کمی مهارت میخواهد.
برای علاقهمندان کارتیهی وینتیج، صفحه اغلب تفاوت را رقم میزند. برخی قطعات زیر حلقهی ریلی به جای «Swiss» عبارت «Paris» دارند که نشانهی سریهای اولیه یا بوتیک خیابان لا پیکس است و امروزه بسیار طالب دارند. با این حال، مقاله یادآوری میکند که این یک کلمه بهتنهایی قیمت بالا را توجیه نمیکند: وضعیت قاب (پولیش بیشازحد نشده باشد)، تازگی صفحهی مینا، قفل تاشوی طلای اصلی و یکدستی قطعات به همان اندازه مهماند.
کمسروصداتر از تانک یا سانتوس، سانتور هالهای از انحصار را حفظ کرده و همین جذابیتش است. یادآوری خوبی است که در خرید وینتیج، مرجع مشخصی را میخرید نه فقط یک نام را.
منبع: Montres de Luxe